حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 227

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

ولي خسرو پرويز از جهت غرور و خودپسندى نخواست اين نكته را درك كند و قواى خود را بيهوده در ممالكى صرف كرد كه حفظ آن براى ايران آن زمان از جهت فقدان بحريّه قوى مشكل بود و به اين نتيجه رسيد كه وقتي كه هرقل از طرف شمال به طرف ايران حمله آورد قشون ورزيده سابق بواسطه جنگهاى متمادى از ميان رفته و سرداران نامي او يكى از حق‌ناشناسى خسرو از غصّه مرده و ديگرى آزرده‌خاطر و دلسرد شده بود خسرو پرويز شاهى بوده ضعيف النّفس - خودپسند - ستم‌كار - شهوت‌ران و حق ناشناس سلطنت او تماما بجنگ گذشت و جنگهاى او نه فقط چيزى بايران نداد بلكه آن را بىاندازه ضعيف نموده با سرعت حيرت‌آورى به طرف انحطاط برد بيست و چهارم - قباد دوّم - ( كوات ) بعد از خلع پدر بر تخت نشست اسم او شيرويه و بعد از جلوس معروف به قباد گرديد از كارهاى او صلح با بيزانس است : ايران و روم شرقى هردو از جنگ‌هاى متمادى فرسوده شده بودند از اين جهت همين كه قباد تكليف صلح كرد هرقل پذيرفت و صلح بدين شرائط مقرر گرديد 1 - طرفين آنچه خاك از همديگر گرفته‌اند مسترد دارند و اسراء را هم رد كنند 2 - صليب مسيح را كه ايرانيها از بيت المقدّس آورده بودند پس بدهند استرداد صليب باعث جشنها در روم شرقى گرديد ( 629 م . ) « 1 » قباد پس از اين كار بامور داخله پرداخته عوارضى را كه خسرو پرويز تحميل كرده بود موقوف و محبوسين را رها و باشخاصى كه از طرف پرويز اجحاف و تعدّى شده بود مهربانى نموده ولى به زودى معلوم شد كه اين اقدامات او از نيكى فطرت نبوده بلكه ميخواسته مقام خود را محكم نمايد زيرا ديرى

--> ( 1 ) - روز استرداد صليب را كه 14 سپتامبر بوده هنوز هم عيد مىگيرند و معروف به عيد EXALTATION DECROIX مىباشد